حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح روز پنجشنبه به منظور گرامیداشت یاد و خاطرهی شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و همزمان با روز تجلیل از شهدا و ایثارگران دفاع مقدس پیامی صادر فرمودند.
متن پیام به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در نخستین روز هفتهی دفاع مقدس كه یادآور مجاهدت عمومی و با شكوه ملت ایران در برابر كید و مكر دشمنان انقلاب و بدخواهان نظام جمهوری اسلامی است، نام و یاد شهیدان عالیمقام و سرافراز را گرامی میدارم و برترین درجات بهشتی را برای آنان از خداوند متعال مسألت میكنم. همچنین سلام و احترام و ارادت قلبی خود به خاندانهای شریف و ایثارگر آنان كه با صبر و پایداری بی نظیر خود چهرهی ملت ایران را در تاریخ، درخشان ساختند تقدیم میكنم.
امروز با پیشرفت و درخشش كشور و تأثیر عمیق آن در بیداری عالم اسلام، بار دیگر ارزش مجاهدت فداكارنهی شهیدان عزیز ما آشكار گشت. خدای حكیم و قدیر را سپاسگزاریم كه خون شهیدان ما ضایع نگشت و این فداكاریها جان تازهئی به امت اسلام بخشید. همه باید خداوند متعال را بر الطاف آشكار و پنهانش شكر گوئیم و دوام و افزایش آن را از درگاهش مسألت كنیم و توفیق انجام وظیفه را از او بخواهیم. امید است قلب مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و روح مطهر شهیدان و امام بزرگوار از همهی ما خشنود گردد.
والسلام علیكم و رحمة الله
سیّدعلی خامنه ای
٣١/شهریور/١٣٩٠


پیامبر اکرم (ص):


بسم الله الرحمن الرحیم
درباره فرمانده شهید علی صیادشیرازی
برگی از خاطرات سردار شهید مهندس مهدی باکری
آوازهاش همهجا پیچیده بود؛ فرماندهی که هم شجاعتش برسرزبانها بود و هم ایمان و اعتقادش.به پایگاه چهارم شکاری مامور شده بودم. ظهر شده بود. دوست داشتم از نزدیک ببینمش. سراغش را گرفتم. گفتند در محوطه است. با تعجب گفتم: آنجا فقط یک نفر است که دارد اذان میگوید! گفتند: پس معلوم شد اردستانی را نمیشناسی!
ع
سال 1372 در منطقه عملیاتی والفجر1 پیکر شهیدی را دیدم که حدود 10سال از شهادتش میگذشت. برجستگی خاصی برروی پیکرش نظرم را جلب کرد، دکمههای لباسش را بازکردم ، در کمال حیرت و تعجب متوجه شدم یک کتاب فیزیک و یک دفتر و خودکار که در صفحات اولیه آن بعضی از دروس نوشته شده بود زیرلباسش گذاشته بود. مسئلهای که برایم جالب بود این بود که او قمقمه و وسایل اضافی همراه نیاورده بود اما تحصیل و دانش آنقدر برایش مهم بود که در بحبحهی عملیات، کتاب و دفترش را با خود تا جلو آورده بود تا هرجا از رزم فراغتی یافت، درسش را بخواند.
