سال 1372 در منطقه عملیاتی والفجر1 پیکر شهیدی را دیدم که حدود 10سال از شهادتش می‌گذشت. برجستگی خاصی برروی پیکرش نظرم را جلب کرد، دکمه‌های لباسش را بازکردم ، در کمال حیرت و تعجب متوجه شدم یک کتاب فیزیک و یک دفتر و خودکار که در صفحات اولیه آن بعضی از دروس نوشته شده بود زیرلباسش گذاشته بود. مسئله‌ای که برایم جالب بود این بود که او قمقمه و وسایل اضافی‌ همراه نیاورده بود اما تحصیل و دانش آن‌قدر برایش مهم بود که در بحبحه‌ی عملیات، کتاب و دفترش را با خود تا جلو آورده بود تا هرجا از رزم فراغتی یافت، درسش را بخواند.

راوی: مرتضی شادکام، «تفحص ص 114»